
نارین محمدی
اين نقاشي زيبا با تركيب رنگ هاي اكسپرسيونيستي اثر خانم "نارين محمدي" است. در زيبا بودن اثر همين لذت نهفته در درون ما بس كه بيشترمان هم جرات نشان دادنش را نداريم –حتي در خلوت خويش تا مبادا خالق اثر متوجه شود، آري ما ايرانيان آدمكهاي تا بدين حد كودك و حسود و کوتوله ایم. در چنين شرايطي تنها يك كار مي توان كرد: آه متاسفم! باور كنيد بيشتر از اين را مجال كار ديگري نيست-
بگذریم در اين نقاشي زيباي نارين خانم مي توان متوجه لغزش فكري و ذهني بس غريبي در فمنيستهاي راديكال ايران زمين شد. دوباره خوب به اين اثر كه معشوقه روياهاي هر مرد ايراني است بنگريد، آري او معشوقه و دلدار روياهاي ما مردان است!
آيا بانوان و مادران قديمي كشور نيز در اشعار كلاسيك خويش دقيقا چنين كاري را نمي كردند؟! بله شاعرههاي قديمي ما نيز چون پروين اعتصامي و مستوره كردستاني دقيقا در شعرهاي خويش معشوقههاي مردان ايراني را به زيباترين شكل ممكن مي سرودند!
يكي از مهمترين نقدهاي بانوان فمنيست به اشعار كلاسيك همين ذهنيت غالب مردانه بود كه چرا چنين زبان و ادب مردانه بر ذهنشان غالب است كه حتي يك بانوي شاعر هم معشوقه خويش را چون معشوقه مردان، زن و با كرشمه و ناز توصيف مي كند.
نقدي بود برحق! و مردان زمانه را مجال مخالفت با آن نبود...
اما شگفتر زمانه حال ماست يعني فمنيستهاي فوقالعاده هنرمند و خلاق و جسور كه كاشفان فروتن شوكران از وجود آنان بسي خوشحالاند... ياري و همراهي بي مانند!
اما فمنيست راديكال(اين به معناي بد بودن فمنيست راديكال نيست) دقيقا همان اثر هنري را خلق مي كند كه بانوان شاعر كلاسيك در آثار خويش خلق مي كردند. اين انطباق دستكرد چيزي است شگفت و نشان از لغزش ذهني ما در درك نحله فكري فمنيست دارد.
بي شك آنچه از اين خلاقيت و فهم بالاي هنري و فرهنگي بانوان فمنيست رادیکال انتظار مي رود خلق و آفرينش چهره بي پرده و تمامنماي مردان است. مرداني كه سخت در اندرون خويش دل به برتر بودن خويش بستند و طرف مقابل( فمنيستهاي راديكال، تنها نيروي كه قادر به بيرون ريختن اين نهاد اشتباه و زشت است) نيز بجاي بيرون ريختن و آشکار کردن اين اندرون عبث و بيهوده، انگار قهر را بر جدل برگزيده و در كنج تنهاي مدرن خويش تمامي قدرت و خلاقيت خود را صرف خلق معشوقه و زيباروي مردان كرده است.
اين انطباق به هيچ وجه درست نيست... نه نه! بايد اين دو قطب آفرينش مدام در حال خلق و بازآفرينش هم ديگر باشند. پس اميدوارم در آينده هنرمند خلاق اين اثر زيبا آثاري از چهره و درون مرداني خلق كند كه آنان را شناخته و هر يك به سهمي و گونه ای مرد روياهاش را شكل دادهاند.
